فائزه تقدسی دانش‌آموخته مهندسی آینده‌پژوهی و عضو هیئت موسس مرکز مطالعات آینده‌پژوهی فردا

 

 

چکیده

   مطالعه حکمرانی دیجیتال توجه قابل ملاحظه ی از  متخصصان عرصه علم و فناوری دیجیتال در محافل علمی و سیاست به ویژه کشورهای در حال توسعه به خود جلب کرده است. از آنجا که آینده نا مطمئن است، توسعه دامنه وسیعی از سناریوها ارتباط بیشتری با تکیه ‌بر یک چشم ‌انداز و یا پیش‌بینی دارد. چرا که  بدون تردید سیر توسعه از حکمرانی با کیفیت در کشورها نشأت می گیرد. محرک‌های اصلی سناریوها، ماهیت محدودیت بودجه، تمرکز بر تصمیم‌گیری و تاکید بر روی شیوه‌های محاسباتی و تحلیلی و یا فرآیند تصمیم‌گیری تسریع می باشد هدف از این مقاله ، توسعه طرح‌های دولت الکترونیک در سال ۲۰3۰ و فراتر از آن است، در واقع ساخت و حکمرانی یک جامعه منسجم است که نیازهای مشتری را پیش‌بینی کرده و پتانسیل گوناگونی و نوآوری آژانس‌های دولتی را بهبود می‌بخشد. نویسنده در این مقاله باتبیین مفهوم حکمرانی دیجیتال، سناریوهای محتمل در مورد آینده حکمرانی دیجیتال با تکیه بر گزارش های معتبر آینده پژوهی استخراج کرده و تاثیرات احتمالی تحقق هرکدام از این سناریوها بر آینده حکمرانی دیجیتال در ایران بررسی کرده است و در پایان بر مبنای یافته های پژوهش پیشنهادی برای پژوهش های آتی ارائه شده است.

واژگان کلیدی: آینده پژوهی، سناریو نویسی، حکمرانی دیجیتال

 

مقدمه

حکمرانی دیجیتال به الگویی فراگیر در زمینه اصلاحات حکومتی در کشورهای مختلف تبدیل شده است. دیجیتالیزه شدن همکاری همه جانبه بین بخش دولتی و خصوصی را تسهیل می کند و با اصلاحات لوایح در بخش دولتی کمک شایانی به حکمرانی دیجیتال خواهد کرد. این مقاله به بررسی حکمرانی دیجیتال و تاثیر بالقوه آن در ایران برای تصمیم گیران بخش دولتی و اجرایی می پردازد. هدف پژوهش این است که به این پرسش پاسخ دهیم: "چگونه یک مدل حکمرانی عادلانه، با ترکیب تعامل عوامل سازمانی و فن‌آوری ایجاد کنیم؟ " به منظور انجام این کار، در این پروژه محرک‌های کلیدی پیشرفت‌های آتی را با مرور ادبیات، تحلیل تجربی در ایران و تمرکز گروه هایی از متخصصان شناسایی کرده‌است.

از دیدگاه کارشناسان بدیهی است که دولت‌ها باید کارآمد و کارآمدتر شوند، در همکاری با فعالان بخش های مختلف مشارکت بیشتری داشته باشند و از داده‌ها در تصمیم‌گیری برای ایجاد خط‌مشی مبتنی بر شواهد استفاده کنند. آن‌ها باید شفافیت و پاسخگویی را نیز افزایش دهند و به روابط در حال تغییر بین دولت‌ و شهروندان، با افزایش مشارکت شهروندان از طریق ایجاد خدمات عمومی یا طرق دیگر پاسخ دهند. این مفاهیم منجر به تدوین بخش دیجیتالیزه شدنمی شود. اما از طرفی تغییرات بخش دولتی در ایران بسیار کند پیش رفته است و امید است که با طرح این پژوهش در آینده، حکمرانی دیجیتال رشد بسیار خوبی داشته باشد.

 

روش تحقیق

روش سناریو در آینده پژوهی تکنیکی برای تحریک دیدگاه‌های مختلف و تصاویر در آینده است. این تکنیک اجازه پیش‌بینی بهتر تکامل یک دامنه خاص، فراتر از پیش‌بینی کوتاه‌مدت براساس سناریوهای توسعه‌یافته را می‌دهد. سناریو نویسی در واقع روشی است برای کمک به رهبران و مدیران، هنگام تفکر درباره ی آینده یا بهتر بگوییم آینده های بدیل. به کمک سناریو عدم قطعیت های بحرانی، یعنی رویدادهایی که شاید در آینده باعث دگرگونی و تحول اساسی دولت، سازمان و کسب و کار شوند، در کانون توجه رهبران و مدیران قرار می گیرد. این روش برای شناخت و آگاهی از محدودیت های ادراکی- شناختی رهبران و مدیران هنگام شناخت محیط پیرامونی، تفکر درباره آینده های بدیل و نهایتا تصمیم گیری استراتژیک مفید واقع می شود. سناریو نویسی بطور مشخص به منظور پرداختن به چندگانگی و غیرقابل پیش بینی بودن آینده طراحی شده است.مزیت این روش توانایی شناخت آینده های دراز مدت بسیار متفاوت با امروز، همچنین سناریو سازی برای انتخاب استراتژی بر پایه این شناخت است (علیزاده، وحیدی مطلق و ناظمی، 1378). تمرکز این مقاله بر روی دیجیتالیزه شدن خواهد بود . عبارت «حکمرانی دیجیتال» بطور هدفمند در سراسر متن مورد استفاده قرار می‌گیرد . این مفهوم شامل دولت دیجیتال است. توجه به حاکمیت دیجیتال شگفت‌آور نیست،زیرا از طرفی تاثیر زیادی بر جنبه‌های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی زندگی ما دارد و از طرفی دیگر موجب بهبود یک حکمرانی کارآمدتر ، عادلانه ، چابک و تحت شبکه است.

 سناریوهای حاکمیتی که در این مقاله ایجاد شده است، هم عوامل بیرونی و هم داخلی را در هم می آمیزد ، که ممکن است در تحقق سناریوهای خاص نقش داشته باشد یا نداشته باشد. فشارهای مالی و محدودیت های شدید، بودجه دامنه سناریوهای ممکن را محدود می کند. در این مقاله کار با ارائه مروری بر ادبیات شروع خواهد شد . این موضوع با بحث در مورد روش‌های تحقیق دنبال می‌شود. سپس برنامه‌ریزی سناریو و چهار  سناریوی حکمرانی مورد بحث قرار خواهند گرفت .

 

مفهوم حکمرانی و حکمرانی دیجیتال

حکمرانی فرآیندی است که از آن طریق جوامع یا سازمانها تصمیمات مهم خود را اتخاذ و مشخص می کنند چه کسانی در این فرایند درگیر شوند و چگونه وظیفه خود را به انجام برسانند. [1]درتعریفی دقیقتر میتوان گفت؛ سیستم حکمرانی، چارچوبی است مشتمل بر معیارها و استانداردها، رویه ها و اصول حکومتداری که دولتها از طریق آن امور عمومی را به انجام می رسانند و منابع عمومی را اداره می کنند.[2] حکمرانی به معنای استفاده از قدرت در محدوده ای خاص برای حفظ و تامین نیازهای عمومی است و هدف آن راهنمایی، هدایت و تنظیم کننده فعالیت شهروندان و روابط میان آن ها از طریق قدرت نظام های مختلف در راستای به حداکثر رساندن منافع عمومی است. از لحاظ علوم سیاسی، حکمرانی به فرایند مدیریت سیاسی اشاره دارد.این فرایند  شامل مبانی هنجاری قدرتی سیاسی، رویکرد برخورد با امور سیاسی و مدیریت منابع عمومی است و به طور خاص بر نقش اقتدار سیاسی در حفظ نظم اجتماعی و قدرت اداری تمرکز دارد. (Keping , 2017)

حکمرانی دیجیتال نیز نشات گرفته از مفهوم کلان حکمرانی است. در تعریفی ساده، حکمرانی دیجیتال به معنای ساختارهای سازمانی برای توسعه و تخصیص منابع سازمانی در حوزه تحول دیجیتال می‌باشد ( 2014Westerman , Bonnet ,).  هدف از این سازوکار، پیشبرد هرچه بهتر اقدامات دیجیتال سازمان است. در دهه اخیر، فناوری‌های دیجیتال توانستند نقش فناوری اطلاعات در سازمان‌ها را به طور کلی تغییر دهند. ورود فناوری‌هایی نظیر بلاکچین، رایانش ابری و بیگ دیتا، ذات کاربردهای فناوری اطلاعات در عملکرد سازمان را متحول نموده است. فناوری اطلاعات از موضوعی که صرفاً برای سازمان صرفه‌جویی در هزینه‌ها به ارمغان می‌آورد، تبدیل به مولد اصلی سود شده است. به همین سبب، نظارت و هدایت اقدامات دیجیتال سازمان از اهمیت مضاعفی برخوردار گشته است. موسسه کپجمینای در گزارش سال ۲۰۱۷ خود با عنوان «حکمرانی دیجیتال»، از ضرورت وجود ساختار راهبری در سازمان سخن گفته و معتقد است که نباید مقوله حکمرانی به حال خود رها گردد. دو مسئولیت کلان بر عهده حکمران تحول دیجیتال می‌باشد:

  • تخصیص: اقدامات دیجیتال نیازمند منابع متنوعی هستند. حکمران تحول دیجیتال با شناخت دقیق منابع سازمانی، بسته به نوع نیازها، مسئول تخصیص آن می‌باشد.
  • هماهنگی: هر واحد وظائف مشخصی در زمینه دیجیتالی سازی بر عهده دارد، وظیفه اصلی حکمران تحول دیجیتال، ایجاد هماهنگی میان این اقدامات است تا از هدر رفت منابع جلوگیری نماید.

حکمرانی دیجیتال، با تعیین وظائف افراد در پیشبرد اهداف تحول دیجیتال نقش مهمی در کنترل روند این تغییر اساسی در سازمان ایفا خواهد نمود.

 

حکمرانی دیجیتال از گذشته تا حال

حاکمیت بخش دولتی به مؤسسات رسمی مانند قوانین و مقررات و همچنین مؤسسات غیررسمی مانند عادات ، هنجارها ، آداب و رسوم و ارزشها وابسته است. مطالعات مختلف نشان داده است که مؤسسات نقش اساسی در دیجیتالی کردن حکومت دارند. (J. Fountain, H. Milner, 2001, 2006)) با توجه به ماهیت معرفت شناختی فنآوری و منطق های مختلف نهادی ، بدیهی است که دیجیتالی شدن حکومت از مسیرهای مختلف در متن سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مختلف پیروی کند. (S. Braman, 2012)  در سال ۲۰۱۶، اینتل شروع کرد به تمرکز روی تعریف مجدد چارچوب حکمرانی دیجیتالی خود، و با یک طرح برای ارزیابی جای پای دیجیتالی فعلی خود، در سطح کانال و محتوا، آغاز کرد. این شرکت معیار واضحی را برای ارزیابی محتوا تعریف کرد که منجر به کاهش چشمگیر محتوا شد. ادارات دولتی در گذشته دارای سیستم‌های سنتی فناوری اطلاعات بودند و به صورت جزیره‌ای عمل می‌کردند اما امروزه در حال تبدیل شدن به پلتفرم‌های دیجیتال هستند. اکنون می‌توان خدمات دولت را به سرعت و به وسیلۀ فناوری‌های جدید، بازطراحی نمود. پلتفرم‌های دیجیتالی دولت، امکان خدمات سریع‌تر و راحت‌تر برای شهروندان و همچنین تجزیه و تحلیل راحت‌تر داده‌ها را فراهم می‌سازند. استخراج داده‌ها و نمایش این اطلاعات به روش‌‍‌های جدید، با استفاده از این مفهوم امکان‌پذیر می‌گردد.

در کنار حرکت به سمت زیرساخت‌ها و مدل‌های مشترک فناوری ارتباطات، بر نحوۀ افزایش استفاده از دیگر خدمات مشترک و پلتفرم‌های مشترک در درون دولت نیز تأکید می‌شود.  حرکت به سمت خدمات دیجیتال نباید صرفا مبتنی بر اجرا و پیاده‌سازی سیستم‌های نوین و حذف یا جایگزینی سیستم‌های قبلی باشد. بلکه پایداری تأمین خدمات دیجیتال نیز از ابتدا باید مورد نظر قرار گیرد. یک رویکرد معماری مشخص نیاز است تا تمامی این اصول بدون نیاز به حجم انبوهی از سفارشی‌سازی پوشش داده شوند. موثرترین روش، ایجاد و بکارگیری یک چارچوب مشترک برای محیط موجود است به گونه‌ای که سازمان بتواند ارزش را از سیستم‌های قدیمی خود استخراج کند و انتقالِ داده را به یک معماری جدید فراهم سازد. قابلیت استخراج داده‌های ارزشمند از سیستم‌های عملیاتی گذشته به پلتفرم‌های منبع باز جدید، خدمات بهتر و تصمیمات آگاهانه‌تر را در پی دارد.

الگوی جهانی شدن در حال تغییر است. اگرچه ابداعات و نوآوری‌ها در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات حاکی از شرایط مساعد عصر جدید جهانی شدن دیجیتال برای توسعه و پیشرفت است، با این حال کسب و کارهای فعال در این عرصه با چالش‌هایی مواجه هستند. برای نمونه، شرکت‌ها می‌توانند وارد بازارهای جدید شوند، اما تحت فشارهای قیمت‌گذاری، رقبای جهانی و مدل‌های مخرب کسب و کار دیجیتال قرار خواهند گرفت و مجبور به حفظ دیتاهای خود در برابر جرائم اینترنتی خواهند شد. دانش‌آموزان می‌توانند آنلاین از هر نقطه روی زمین آموزش ببینند، اما چشم‌انداز شغلی‌شان به روشنی دوران تحصیلشان نخواهد بود. حضور افراطی شبکه‌های اجتماعی آزاردهنده خواهد بود. با وجود اینکه نسخه امروزی جهانی شدن به شدت پیچیده‌تر و سریع‌تر است، اما دنیای دیجیتال دستیابی به رشد را کوتاه خواهد کرد بشرط آنکه حکمرانی دیجیتال واقع شود و مانع  از عدم هماهنگی ها شود و جامعه کنونی را به سمت شناخت دقیق منابع سازمان ها سوق دهد. جهانی شدن را همانگونه که برخی از اندیشمندان روابط بین الملل بیان کرده اند، می توان مرحله جدیدی از گلوبالیسم دانست.

گلوبالیسم به وضعیتی جهانی اطلاق می شود که در آن، شبکه هایی که وابستگی متقابل به یکدیگر دارند در قاره های مختلف شکل می گیرند. این شبکه ها می توانند به واسطه انتقال کالا، ایده، اطلاعات، افراد یا حتی فجایع زیست محیطی همچون گرم شدن کره زمین شکل گیرند. و جهانی شدن به معنای افزایش گلوبالیسم و سرعت گرفتن آن است. (Nye, 2000)  برخی معضلات ناشی از جهانی شدن که نیاز به حکمرانی دیجیتال را روزافزون می سازد به سه دسته تقسیم کرده اند:

1.معضلات هماهنگی

اولین معضلی که جهانی شدن از این منظر به وجود آورده، معضل ایجاد هماهنگی میان پیوندهای بین المللی یا به بیان دیگر، هماهنگ کردن تبادل دیتاها در عرصه دیجیتال در ورای مرزهای ملی است. مهمترین معضل در این مسیر استانداردها و مقررات متفاوتی است که تبادلات فرامرزی را دچار مشکلات حادی می سازد. بدین صورت حکمرانی دیجیتال برای حل این معضل به کار گرفته می شود.

2.معضلات مشترک

دومین معضلی که به شدت با فرایند جهانی شدن در هم تنیده شده است، حفاظت از منابع مشترک است که بر همه دولت ها اثر میگذارد و مدیریت آنها از توان یک کشور خارج است. مانند فضای اقتصادی اشتراکی و فناوری اطلاعات همه جانبه. این نوع معضلات تنها می توان در قالب حکمرانی دیجیتال مدیریت کرد.

3.ارزش های حیاتی

سومین دسته از معضلات هم پیوند با فرایند جهانی شدن، چگونگی حفظ ارزش های جهان شمول بشری در جهانی است که به گونه ای روز افزون به سوی وضعیت وابستگی متقابل سوق می یابد. در این وضعیت برخی دولت ها نمی توانند یا نمی خواهند از حقوق اساسی شهروندان خود دفاع کنند، بنابراین وجود نهادها و مکانیسم هایی برای حفاظت ازاین ارزشها ضروری است.

 

آینده حکمرانی دیجیتال

انقلاب داده اتفاقی است که در سال های اخیر به شدت در حال دست و پنجه نرم کردن با آن هستیم، در سال ۲۰۱۵ مثلا اگر۱۲ زتابایت (تقریبا یک تریلیون ترابایت) محتوا و داده تولید شده‌ است در سال ۲۰۱۸ این عدد سه برابر شده و پیش‌بینی این است که تا سال۲۰۳۰ تقریبا به ۲۱۴۷ زتابایت خواهد رسید. تقریبا یک تریلیون ترابایت است و این آمار نشان می‌دهد از نظر میزان داده‌ای که تولید می‌شود، اتفاق عجیب و غریبی در دنیا رخ خواهد داد. نه ما دیگر به عنوان بشر به راحتی قدرت تجزیه، تحلیل و قدرت کنترل این داده‌ها را داریم، نه می‌توانیم محدودیت‌هایی که الان برای بعضی مسائل قائل هستیم را در یک دهه آینده قائل باشیم، با این اتفاق سیستم‌های امنیتی موجود در یک دهه آینده قادر به پاسخگویی نیستند.

حکمرانی عصر دیجیتال فرصتی منحصر به فرد برای ایجاد تغییر پایدار در گسترهای از تأثیرات اجتماعی، فرهنگی، سازمانی و فناورانۀ مرتبط فراهم می سازد و در نتیجۀ آن، مد لهای جدید حکومت الکترونیک در قالب مفهوم حکمرانی عصر دیجیتال مورد توجه قرار گرفته اند. دیجیتالی شدنْ معطوف به انطبا ق پذیر ساختن بخش عمومی، به منظور نهادینه سازی ارائۀ خدمات به صورت الکترونیکی، به منزلۀ قلب مدل کسب وکار دولت است.  . (Margetts & Dunleavy,2013:11)این تمرکز اساسا پیرامون مدیریت کارآمد اطلاعات عمومی و درونی سیستم به منظور ارائۀ خدمات عمومی ایجاد می شود و به فراهم کردن تسهیلات برخط مورد نیاز شهروندان منجر می گردد که در نهایت، به افزایش مراودۀ گستردۀ شهروندان و سیستم حکمرانی انجامیده و انتظارات اولیه از تکامل دولت دیجیتال و مزایای بالقوۀ آن را محقق می سازد. (Bekkers & Homburg, 2007:54)

کشورهای در حال توسعه عقیده دارند که بایستی برای موضوعات و معضلات مختلف، مکانیسم های متفاوتی طراحی نمود. زیرا همه معضلات در حکمرانی نمی توان با یک مکانیسم حل کرد. برخی  چالش ها در اداره حکمرانی نیازمند مکانیسم های دو جانبه، منطقه ای و جهانی با تقسیم کار مشترک است و به نوعی مکمل یکدیگر هستند. بظوریکع می توانند از دانش یکدیگر بطور مشترک بهره ببرند و از طرف دیگر با تبیین ابتکارهایی در جهت تعامل میان نهادهای قدیمی و جدید، دولتی و غیر دولتی، منطقه ای و جهانی، رسمی و غیر رسمی، به یک موازنه قابل قبول میان شمولیت و کارامدی شکل دهند. سناریوهایی که در عرصه حکمرانی دیجیتال قابل ارائه می باشند به شرح ذیل می باشد:

1.حفظ وضع کنونی

در قالب این سناریو، مدیریت جمعی به کندی پیش خواهد رفت و حکمرانی دیجیتال و داده ها با معضلات قابل توجه ای روبرو خواهد شد.از اینرو افراد تمایل دارند بجای ایجاد چالش های عمیق در عرصه دیجیتال وضع کنونی را حفظ کنند و اصلاحاتی رخ ندهد زیرا سهم زیادی از قدرت در حکمرانی برخوردار نیستند و قادر به حفظ شرایط پایدار نخواهند بود.

2.حکمرانی دیجیتال باز

در این سناریو کاربران به دسترسی وسیع و بی سابقه ای از داده ها و اطلاعات و نیز دانش وسیعی روبرو خواهند شد. در نتیجه مهارت ها افزایش خواهد یافت و هوش جمعیتی  در قالب انسانی و هم فناوری اطلاعات زیاد خواهد شد. افراد از تکنیک های مدلسازی سیاست برای رفع چالش ها استفاده خواهند کرد در نتیجه تعاملات افراد عادی یا شهروندان با حاکمیت افزایش خواهد یافت. اعتماد به دولت نیز افزایش می یاید و تمامی احساسات مدیریت و کنترل خواهد شد. در این سناریو اگر هرج و مرج در مدیریت رخ دهد، از کنترل خارج خواهد شد.

3.حکمرانی دیجیتال خصوصی

در این سناریو نقش شهروندان خاموش خواهد شد. دولت و نمایندگان تصمیماتی اتخاذ خواهند کرد و خواسته های افراد توسط شرکت های بزرگ مدیریت خواهد شد مکانیسم های تعامل و مشارکت دفن خواهد شد. از طرفی رقابت زیاد خواهد شد شرکت های غول پیکر برای دستیابی به توسعه و نواوری تلاش مضاعفی برای کنار زدن رقیب خواهند کرد. خدمات رفاهی برای همه افراد تضمین نمی شود. راه حل های خلاقانه بوجود خواهد آمد و  یک حکمرانی دیجیتال چند زبانه با سبک و سیاق متفاوت خواهیم داشت.

4.حکمرانی منحصر به فرد

در این سناریو بدلیل رشد بی سابقه فناوری اطلاعات و داده های بزرگ، از نظر ظاهری با امروز بسیار متفاوت خواهد بود تاثیرات و محرک های نواوری کل حاکمیت را به چالش خواهد کشاند و فشار مالی بر دولت ها به مراتب زیاد خواهد شد. سیاست گذاری ها به مراتب تغییر خواهند یافت و نقش ها عوض می شود و شکل جدیدی از مشارکت نمایان خواهد شد. فرآیندهای حاکمیت کنونی قوانین و مقررات را تأیید می کنند ، هنجارهای اجتماعی را تفسیر و تعریف می کنند و خدمات پشتیبانی اجتماعی را ارائه می دهند. مشروعیت آنها از طریق فرآیندهای دموکراتیک همراه با الزام شفافیت و پاسخگویی حاصل می شود.

 

نتیجه گیری

سناریوها نیاز به توسعه در بستر فناوری خواهند داشت و سرمایه گذاری در نوآوری در حوزه دیجیتال می تواند برای جامعه ارزش ایجاد کند و از فکیک کردن بخش های مختلف تلاش های تحقیقاتی جلوگیری کند. این امر مستلزم ایجاد یک دستور کار تحقیقاتی استراتژیک مشترک در مورد فناوری اطلاعات و ارتباطات برای حاکمیت و الگوبرداری از سیاست کلی برای حمایت از ایجاد یک حکمرانی دیجیتال باز، مبتکرانه و فراگیر در سال های آینده است.دیجیتال باز بیشتر از همه به دستیابی به نوآوری، پایداری، بهبود اقتصادی و رشد همه جانبه وابسته خواهد بود و همچنین در مورد توانایی سیاستگذاران برای پیش بینی ها و آینده نگاری ها بطور واضح و مؤثر جزء علل اصلی و همچنین راه حلهای ممکن برای موضوعات پیچیده و جهانی شده است.

 

منابع:

  1. علیزاده، عزیز. وحیدی مطلق، وحید و ناظمی، امیر(1387 ). سناریو نگاری یا برنامه ریزی بر پایه سناریو. موسسه مطالعات بین المللی انرژی، تهران: اندیشگاه آتی نگار، دسترسی از سایت. atinegaar.com
  2.  هداوند، مهدی، حکمرانی خوب، توسعه و حقوق بشر، مجله حقوق اساسی، تابستان 1384 ، شماره 4، صص 53-51
  3.  زارعی، محمد حسین، حکمرانی خوب، حاکمیت و حکومت در ایران، مجله تحقیقات حقوقی، پاییز و زمستان 1383

[1] Westerman, G., Bonnet, D., & McAfee, A. (2014). Leading digital: Turning technology into business transformation. Harvard Business Press.

[2]  DeLone, W., Migliorati, D., & Vaia, G. (2018). Digital IT governance. In CIOs and the Digital Transformation (pp. 205-230). Springer, Cham.

[3] Westerman G, Calméjane C, Bonnet D, Ferraris P, McAfee A (2011) Digital Transformation: a roadmap for billion-dollar organizations. MIT-CDB and Capgemini Consulting.

[4] Bekkers, V. & Homburg, V. 2007. “The myths of E-government: Looking beyond the assumptions of a new and better government”. The Information Society. 23(5). 373-382. http://dx.doi.org/10.1080/01972240701572913.

[5]J. Fountain (2001). Building the Virtual State: Information Technology and Institutional Change. Brookings Institution Press, Washington, DC, USA.

[6]J. Fountain (2016). Building an Enterprise Government. Washington, DC: Partnership for Public Service and IBM Center for The Business of Government.

[7]H. Milner (2006). The Digital Divide: The Role of Political Institutions in Technology Diffusion. Comparative Political Studies, 39 (2), 176-99.

[8]S. Braman (2012). Technology and Epistemology: Information Policy and Desire. In Cultural Technologies in the Technology of Cultures: Culture as a Means and End in Technologically Advanced Media World., ed. Göran Bolin, 133-150. Routledge, New York, NY, USA.

[9] Margetts, H. & Dunleavy, P. 2013. “The second wave of digital-era governance: A quasiparadigm for government on the web”. Philosophical Transactions of the Royal Society A: Mathematical. Physical and Engineering Sciences. 371 (1987). http://dx.doi.org/10.1098/rsta. 2012.0382.

[10] Nye, J. S., 2000, Governance in a Globalizing World, Washington

D.C.: Brookingd Institution Press.

[1]  هداوند، مهدی، حکمرانی خوب، توسعه و حقوق بشر، مجله حقوق اساسی، تابستان 1384 ، شماره 4، صص 53-51

[2]   زارعی، محمد حسین، حکمرانی خوب، حاکمیت و حکومت در ایران، مجله تحقیقات حقوقی، پاییز و زمستان 1383

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به مرکز مطالعات آینده پژوهی فردا بوده و استفاده از مطالب بدون ذکر نام منبع مجاز نیست (طراحی و اجرا: 09125010846)

Template Design:Dima Group

بالا